گفتمش بی تو دلم میمیرد!
گفت با خاطره ها خلوت کن
گفتمش خنده به لب میمیرد!
گفت با خون جگر عادت کن.
گفتمش با که دلم خوش گردد؟
گفت غم را به دلت دعوت کن.
گفتمش راز دلم راچه کنم؟
گفت با سنگ دلم صحبت کن...
گفتمش خنده به لب میمیرد!
گفت با خون جگر عادت کن.
گفتمش با که دلم خوش گردد؟
گفت غم را به دلت دعوت کن.
گفتمش راز دلم راچه کنم؟
گفت با سنگ دلم صحبت کن...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 16:1 توسط فرزان
|