گاهی برای نوشتن خیلی دیر میشود وگاهی یک نقطه شروع کتابیست برای نوشتن
گاهی کسی نوشته ها را دوست دارد واما گاهی کسی هست که مشتاق نوشتن است.
نوشتن خیلی سخت نیست اما
نوشتن هم کارهرکسی نیست،قلم از شوق و استعداد یک دل مینویسد
ازاحساسات خوشایندوناخوشایند یک قلب،
ازشادی ها وناآرامی های یک زندگی ازاشک و لبخند یک صورت
قلم را نمیتوان رام کرد،نمیتوان ساخت نمیتوان آن را به اجبار پرورش داد،
نوشتن قاعده و قانون نمیخواهد،نوشتن شوق وعلاقه نیازمنداست
او را باید دوست داشت،از آن لذت برد وریختن کلماتش رابر روی خط به خط دفتر خویش درک کرد.
یک قلم همیشه هست
دردستان یک نقاش،درمیان انگشتان یک معلم،درجامدادی یک دانش آموز وبلاخره
درمکانی برای فروش
یک قلم همیشه هست
اما من
آن را حرکت میدهم..میتوانم بنویسم یابکشم...امضا دهم یابفروشم
این منم که انتخاب میکنم.
و درانتها دل که نخواهد دست هم دل به کارنمیدهد
یک پزشک را هرگز نمیتوان به زور نویسنده کرد.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 17:11 توسط فرزان
|